|
نگینههای
شعر منوچهر
آتشی |
||
|
اسب
سفید وحشی بر
آخر ایستاده
گرانسر اندیشناک
سینهی
مفلوک
دشتهاست (اسب
سفید وحشی،
آهنگ دیگر) * خورشید،
بار ها به
گذرگاه گرمِ
خویش از
اوج قله بر
کفل او غروب
کرد مهتاب،
بارها
بسراشیب
جلگه ها بر
گردنِ ستبرش
پیچید شال
زرد کهسار،
بارها به
سحرگاه پر
نسیم بیدارشد
ز هلهلهی سم
او ز خواب اسبِ
سفید وحشی
اینک گسسته
یال بر
آخور
ایستاده
غضبناک سم
میزند به خاک.
(همان) * نوشخندِ
تو می
برد گرگ
نگاهم را تا
چراگاه
چالاکترین
آهوها می
برد آرزوی
دستم را تا
نهانماندهترین
گوشهی
اندام تو -
این پهنهی
پاک زیبا (ترانهی
دیدار، آواز
خاک) * عبدی
جط دوباره می
آید از
تپه های ساکت
گزدان بر
سینهاش
هنوز مدال
عقیق زخم (ظهور،
آواز خاک) * بیرونم
از مدار خود
امشب (شوریده
واری، دیدار
در فلق) وصف
گل صوری بر
ارتفاع نامم چون
تاج سبز نخلی
ایستادهام و
مثل نخل،
میوه می
اندیشم. (ای
نام آخرین) * با
ماه می آمیزم
از آب و
ماهیان
چشمانم را از
هر سو سوی
سرین و سینهی
سیمیناش می
تارانم. (ماه
و شاعر) * وقتی
کنار اسکله
پهلو می گیرد کشتی
حضور شکاکی
دارد و
آب های بندر زیر
تن عظیماش
حق می زند (دیوار
ساحلی) * تنگ
غروب
بولدوزری،
مثل عقرب
سهماگینی از
پشتِ
خاکریزی
بالا می آید و
دشت را سراسر با
چرخ های
زنجیری می
پیماید. (فصل
خاکستر) * وقتی
که از کناره
جدا می شود کشتی
چه اعتماد
طربناکی
دارد و
معدهی
عظیمش سرشار
از شراب
شرنگین نفت چه
تیزهای تند و
بی آزرمی بر
ریش آب بردهی
بندر می
باراند. (دیوار
ساحلی) * وقتی
مرا بیابی
زیباتر
خواهی شد (وصف
گل سوری) * گندم
و گیلاس
(چاپ اول ۱۳۷۰) مشتِ
خاکی می گیرم -
از گلدانی
گمنام- که
بوی مرگ – بوی
دروغ- در
آن رسوب
نکرده باشد (دورهگرد) * دریای
نفت در زیر ظلمات
جهل بر سر (آواز
های معمولی
برای دردهای
معمولی) * تنها
پرندگان
توفان بر
گردهی نهنگ
آشیانه
توانند ساخت (با
نوح نا امید) * سنگم سنگِ
سنگ، بی کم و
کاست و
چنان در آغوش
فشردهام
خود را که
رهائی را گزیری
جز شکافتن
نیست (وهم سنگ) * از
کدام مادر
زائیده شدند آنان
که حقارت را
بر تابیدند (عقاب
ها و خطابهی
حلاج) * قایق
ایستاد و
دریا را به
اسکله گرده
زد (واقعه) ---------------------------------- پنجره
بر كدام باد
بگشايم، كه
پرنده
بيايد؟ ----------------------- برگرفته
از: گزینهی
اشعار.
منوچهر آتشی.
انتشارات
مروارید،
۱۳۶۵ (گزینهی
شعرها از ۸
کتاب صورت
گرفته است) گندم
و گیلاس. نشر
نقره، ۱۳۷۰
|