|
نگینه
های شعر
سیروس
آتابای |
||
|
زیر
ستارگان کمگوی رویای
هرگزی! * وقتی
شاخه ها را
باز کردم تو
را زیر آبشار
دیدم و
چشمم حیات
اصلی تو را
درک کرد تصویرت
در خاطرهام
آسیب نادیده
به جا ماند. * هیزم
را باید از
جنگلهای دور
دست گرد آورد ----------------------- برگرفته
از: تاریخ
تحلیلی شعر
نو |