|
نگینههای شعر ناهید عرجونی |
||
|
مگر چند بار دیگر میتوانیم صداهایمان را به خیابان بیاوریم صورتهایمان را برگردانیم از دوربینهایی که مال ما نیستند؛ و از خونهایمان که فواره میزند عکس بگیریم! (؟، نشریه شعر تخصصی زن) * هر روز مردهای از ما گم میشود مردهای از ما زهر میخورد و مردهای از ما میترسد که گم بشود (همان) * داشتم مندلیف را حفظ میکردم که سرب همکلاسیام را از دوچرخه به جدول کشاند (وبلاگ شاعر) * توفان هم که باشی زنات میشوم! (موهایت را به هم ریخته بود باد، همان) * تو هنوز آنقدر جوانی که مرگ، مطمئن نیست درست آمده باشد و هنوز آنقدر زنده که برایت پیراهنی تازه خریدهام! (لبخند بزن عزیزم، همان) * پیش خودم فکر میکردم حتمأ توی کلهی خانم مدیر گچ ریختهاند که میگوید: جنگ غنیمت است؛ و موهای ما به دشمن کمک میکند (من ریشههایم جایی پیش تو بود، همان) ---------------------------------------- برگرفته از: نشریه تخصصی شعر زن، کتاب شعر، وبلاگ شاعر (ژوانا)
۲۸ اوت ۲۰۱۱ |