|
نگینههای
شعر مهرداد
عارفانی |
||
|
سمساری
خاطرههاست! (آپارتمان،
خوشه آفتاب) * نوشتن
بر بخار
شیشه، چیزی
از وقت را
نشان میدهد (درخت
و برف، همان) * سنگی
که پرتاب میشود
به فضا میچرخد
و میگریزد موسیقی
میشود (هر
لحظه، همان) * ما
دیر کردهایم... من
دیر کردهام
در اعتصاب
گارگران تو
دیر کردهای
در اعتصاب
غذا (من
دیر کردهام،
همان) -------------------------- از
کتاب «خوشه
آفتاب» برگرفته
از: Jazma |