|
نگینه
های شعر
فاروق امیری |
||
|
(قصارات،
سالنامهی
بیست و یک) * ما
خورشید
وحشتناکی
هستیم و
نزدیکتر از
آنیم که رصد
شویم (نوبت،
همان) * در
تو رنگی تازه
دیده بودم از
رنگینکمان
سیارهای
ناشناخته پس
از تو رنگ
گرفتم و
ندانستم که
تو بیرنگ می
شوی (قلب
افتاده،
همان) * زمان،
بی نظمی
فزاینده است (انتروپی،
همان) --------------------------------- برگرفتهاز: سالنامهی
بیست و یک. نشر
رویا، سوئد
۱۳۷۳
|