|
نگینههای شعر الیاس علوی |
||
|
مرگ، همان آبیست کز آلتات میریزد (چیزی، وبلاگ شاعر) * این شعر نیست چشمان کوچک توست که در تاریکی ترسیده؛ در تنهایی گریه کرده؛ اعتراف کرده ... دستانت را گرفتند و دهانت را خرد کردند به همین سادگی این شعر نیست خون دهان توست که بند نمیآید (ویرانی، پاگرد) * خدا کند انگورها برسند؛ جهان مست شود تلو تلو بخورند خیابانها... خد کند مستی به اشیا سرایت کند پنجرهها دیوارها را بشکنند (؟، هشتاد، ادبیات جوان) ---------------------- برگرفته از: پاگرد، هشتاد، ادبیات جوان ایران وبلاگ شاعر (برکت)
|