|
نگینه
های شعر احمد
رضا احمدی |
||
|
* یک
ثانیه فرصت
است که
بدویم و در
انتهای
میدان دستهای
تابستانیمان
را به
چهرهی
خورشید
بزنیم فقط
یک ثانیه
فرصت است (همان) * در
فرهنگ لغت
کلمه تشنه را
حذف کنیم. (هزار
پله به دریا
مانده است،
از شعر ۱۸) * عکس
مادرم روی
دیوار محو
می شود مادرم
در
بیمارستان
است (ضمیر شما
۲۲، همان) * آه!
آه! دستم
را آزاد
بگذارید تا
آسمان را پاک
کنم (هفتهنامه
شعر خوشه) * و
سکوت چون
فرفرهی
کوچکی می
چرخید (تاریخ
تحلیلی شعر
نو) * من
فقط سفیدی
اسب را
گریستم (عنوان
کتاب) * دخیل
ها فرو می
ریزد (مرگ
در روزهای
عاشقانه، ت.ت.ش.ن) * عتیقهی
آسمان،
خورشید است (باران
صبح جمعه،
هزار و یک شعر) * «من»
و «تو» سهم
زمین است (کمبود
تجربه های
مشترک، همان)
-------------------------------------------- برگرفته
از: هزار
پله به دریا
مانده است.
نشر نقره،
۱۳۶۴ طلا
در مس. رضا
براهنی
|