|
نگینه های شعر یاشار احد صارمی |
||
|
ای
بازی (آریاهای
لیلیت ۴،
دوات) *
شهری
بود در میان
کوههای پیر... شهری
که در طعم سوپِ
مرغ و خورشتِ
هویچ دخالت
می کرد شهری
که
جنگجویانش همیشه
در روح
دیوارها و
چنارها مخفی
بودند (اندوه
شاهزاده ۲،
کتاب شعر) * بلند
می شوم و سقف
را می اندازم
آسمان (صداها
۳، سونات
تبریزی) * کسی
که سطرش را
پیدا کرده به
مدادرنگی
فکر نمی کند (صداها
۵، همان) * زمان،
چشمهای
موربی آن
نگار بود که
پای لختش از
لحاف زده بود
بیرون (صداها
۶، همان) * ما
هر کجای مرگ
خوابیده
باشیم تو را
پیدا می کنیم
کاکو (صداها،
۹) * نگاه
تو را در کدام
غروب دفن
کردهاند
کاکو؟ (هومننامه،
۴) * زنی
از کنارمان
شبیه زمان می
گذرد (هومننامه
۶) ---------------------------------------- برگرفته
از: سایت
«سونات
تبریزی» |