|
نگینههای
شعر آبتین
آیینه |
||
|
میخواهم
با جان و خونم
تندیسی از تو
بسازم (ستاره،
آن شب همهچیز
را سپید میدیدم) * (دخترم،
همان) * نیستیام
بزرگ میشود (همان) ------------------------------------- برگرفته
از: آن
شب همهچیز
را سپید میدیدم
|