|
نگینه
های شعر علی
عبدالرضائی |
||
|
تنها آدمهای
آهنی در
باران زنگ می
زنند
(۱۳۷۲) می
دویدم
نمی رسیدم حالا
که ایستادهام
آنجایم (لالائی) * پدر
را که از
بالای جوانی
پرت می شد می
دیدم (حماقت) نام
این کتاب را
شما بگذارید (۱۳۷۴) من
در خودم قدم
برمی دارم گریه
می کنم
پس هستم (هزار
و یک شب) پاریس
در رنو
(۱۳۷۶) آنکه
در چهرهی تو
شخم زد
روزنامه
هرگز نمی خرد (اتاق
فلسطینی) * گاو
هم از
رودخانهی
این روزنامه
دیگر نمی
خورد آبی (تیمارستان) * وقتی
که اصلا راهی
نبود چنان
از بیراهه
آمدی که شنبه
از تقویم روی
میزم پائین
افتاد (پاریس
در رنو) * دیشب
زنی روی تکان
شانهام
هی سیب می
ریخت (میدان
فردوسی) * دیشب
تمام چمخاله
را توی دفترم
دیدم و خط زدم.
ای
گربهی عزیز
(۱۳۷۷) مادرم
می گوید:
بخواب پسرم که
بیداری به
زحمتی که
دارد نمی
ارزد. (گوشهای
بسته ما را
گوش می کند) فی
البداهه
(۱۳۷۹) آنکه
دل دارد از
باختن دست بر
نمی دارد (هزار
تا هم روش) * باید
پتوئی تنم
کنم و از خودم
بیرون بروم (ساعت) * چون
تکهای از
باغچه
مادرم کنج
حیات نشسته
بود همیشه (چارشانه) * و
مادرم که دود
را از آسمان
من جارو کرد تنها
مریمی بود که
از عیسی جدا
نشد. (همان)
من
سالهاست که
خودم را دور
ریختهام پلنگی
نبودهام که
از قله زود
برگردم (همان) * چقدر
محبت در دلم
معطل ماند (من
زامپانو
بودم) * من
دلی دارم که
هرجا می برم
گم می کنم (همان) جامعه
(۱۳۸۰) رودخانهام!
در رحِم خودم
راه می روم
جامعه
آنجاست! * کودکیام
در آغوش
مادرم بود که
ناگهان به
هوا پرتش کرد (جنگ
جنگ تا
پیروزی) کتاب
زیبا
(۱۳۸۳) من
از کجا آمدهام
که با تو همقافیهام.
(زیبا در
شاهنامه) * بر
تو عاشق
در تو
دیوانه با تو آدم
شدهام همیشه
لبخند می زنم
همیشه
آرامم و
آرام آرام در
چشم تو دارم
می میرم. (والنتاین) ---------------- برای شاعری که صفِ کلماتش طویل شده دلم می سوزد(سانسور، اخبار روز) * من با دستهای خودم تنهایم (من زامپانو بودم، هفتاد)
* جز آهویی که در اندام تو میدوید نمیدیدم (تاریکخانه، همان) -------------------------------- برگرفته از: تنها آدمهای آهنی در باران زنگ نمی زنند. ۱۳۷۲ نام این کتاب را شما بگذارید. ۱۳۷۴ پاریس در رنو. ۱۳۷۶ ای گربهی عزیز. ۱۳۷۷ فی البداهه. ۱۳۷۹ جامعه (۱۳۸۰) کتاب زیبا. ۱۳۸۳
از «مجلهی شعر» اخبار روز.
|