|
واژن |
رضا فرمند |
|
|
واژن، کانون برهنگیست! * در واژن، راهها آب میشوند؛ شتابها آب میشوند؛ و هوسها سیراب. از گرهای کوچک، آنجا هزاران خوشی باز میشود * واژن، زادگاهِ گرم و نرم همهی انسانهاست؛ پیامبران و خدایان نیز از شکاف واژن پا به جهان گذاشتهاند ما همه اهل واژنایم! * تارهای نازک واژن از آب و شتاب است تازهای نازک واژن از هوش خیس و خوشیست دینباوران هیچگاه نتوانستند آن را دُرُست بنوازند عرفانیان هیچگاه نتوانستند به آهنگ آن دست ببَرند * واژن که سخن میگوید پیامبران سکوت میکنند واژن که سخن میگوید پیامبران مینویسند * واژن را درست معنا کنیم واژن، کانون زندگیست؛ و هر جنگی را شکست داده است!
۲۳ اوت ۲۰۱۱
|