|
هرچه میگویم اقرار کن! |
رضا فرمند |
|
|
مگرنه گوشت و استخوانات را با دندانهای ایمانامان دوباره میجویم! * هر چه میگویم تکرار کن! اقرار کن مگرنه میدانی که ما در امور ناموسی شوخی نمیکنیم؛ و نشانی خواهر و مادر و همسرت را میدانیم * بگو که وجدانات در زندان ما بیدار شده است؛ و ما از شرق و غرب و حقوق بشر مهربانتر بودهایم * بگو که خودت خواستهای که حرف بزنی تا شاید از گناهانات کم شود و سبکبار تر بمیری * بگو که با دشمن همدست بودهای و میخواستی که دین ما را از درون بپوسانی بگو که در کار قاچاق بودهای بگو که در خانهات شراب میانداختهای بگو که با زن همکارت سکس داشتهای * بگو که خودت به خودت شلیک کردهای تا ما را از چشم جهانیان بیندازی بگو که خودت به خودت تجاوز کردهای تا آبروی ما را پیش کافران ببری! * بگو کز شلاق ما بوی مهر میآید و هرچه خوردهای نوش جان کردهای * بگو که ایمان ما چنان پهناور است که تجاوز در آن رنگ میبازد بگو که ایمان ما چنان دراندشت است که دروغ در آن گم میشود * بگو که پول گرفتهای که میاندیشی! بگو که پول گرفتهای که شیفتهی آزادی شدی! هر چه میگویم تکرار کن! اقرار کن!
۳ فوریه ۲۰۱۰
|