|
چقدر با تو بودن زیبا بود! |
رضا فرمند |
|
|
چقدر شناور شدن در روشنی اندامات زیبا بود در سُرینات چیزی مقدس بود! * نان خانگیات بوی روستا میداد و اندامات طعم شتابهای وحشی چقدر با تو لمیدن، چقدر با تو پریدن زیبا بود! * «هر هوسی داری بگو! لمبرهایم را سختتر بگیر؛ و دردم را در نوک پستانهایم بلندتر از فریادم گاز بگیر!» * چقدر دانش هوسات بالا بود! چقدر با تو بودن زیبا بود!
۴ آپریل ۲۰۰۹
|