|
من
گربه نیستم |
رضا
فرمند |
|
|
آپو...آپولو۱
Apollo کجایی...! وای...نازم!
اومدی به من
سلام کنی! چشاتو
چرا اینقدر
می مالی؟
بیدارت
کردم؟ حیونی...!
همهاش ده
ساعت
خوابیدی! شش
ساعت هم که پس
از شام خواهی
خوابید. چقدر
کم خوابی آپو! اینقدر
چشاتو نمال!
خودت و کور می
کنی آ...! خوب
خوابیدی
خوشگلام! وای...
ببین چه قوس و
کمانی به
کمرش می ده
- وقتی
دهن دره می
کنه! آفرین!
آفرین نازم!
داری بند
کفشامو باز
می کنی! * وروجک!
باز که خونه
را رو گذاشتی
رو سرت! توپ
دستمال
کاغذی را تو
باز کردی؟ مگه
دستمال
کاعذی
بازیچه ست؟ وای...
سیم بلندگو
را هم که تکهتکه
کردهای! مگه
من هزار بار
نگفتم که با
سیم های
کامپیوتر
بازی نکن! مداد
ها و
خودکارها را
هم که پخش و
پلا کردهای مگر
من به تو...کجائی
آپو! * تاق...!!! وای...
بمیرم! دردت
گرفت! گفتم
که جولوی درِ
حمام، نشین! برو
کنار نازم! می
خوام در و باز
کنم! * آفرین
خوشگلام!
داری خشکم می
کنی! خشکِ
خشکام آپو!
نمی خواد
پاهامو
بلیسی! گفتم
بسّه آپو!
غلغلکام می
یاد! برو
کنار! نازم!
عجله دارم! * توی
قدم هام ندو
آپو! گیچام!
زیر پام له می
شی آه...! گفتم
توی قدم هام
ندو! * آپو!
از زیر تخت به
پاهام حمله
نکن! دارم
دنبال
جورابام می
گردم برای
بازی با تو
نیست که دور
تخت می گردم آپو!
گفتم به
پاهام حمله
نکن! هزار تا
کار دارم! * منکه
درخت نیستم
اینطوری از
من بالا می
ری، نازنین! مواظب
پنجه هات باش!
خونین و
مالینم می
کنی آپو! دارم
غذا می پزم
آپو! حتمن
باید رو شونههام
بشینی! نگاه
کن چه لمی هم
داده، انگار
رو مبل نشسته! اینقدر
گردن نکش آپو! می
افتی تو ماهیتابه
جلز و ولز می
شی آ...! * آپو!
روی میز غذا
نیا! گفتم
روی میز غذا
نیا! برو کنار! گفتم
برو کنار آپو! * باز
که یه راست
اومدی بغل من! بغل
من که تختخواب
نیست، آپو! منکه
نمی گذارم
آسوده
بخوابی!
بدبخت! برو
توی تختخواب
خودت! برو! برو!
برو! باز
که امدی بغل
من! * آپو
برو کنار...!
دارم کتاب می
خونم کمی
آروم بشین
آپو! برو کنار
آپو! کتاب،
بازیچه نیست
آپو! آپو
گفتم برو
کنار! ورق نزن.
برو
با اسنو۲ Snow
بازی کن! از
اتاق بیرونات
می کنم آ...!. بیرون!
بیروون! گفتم:
بیروووون!!!!!!! Uddddddddd!!!!!!! اگه
نری با تفنگ
آبی شلیک می
کنم آ...! * اینقدر
به در پنجه
نکش! خوب،
حوصلهات سر
رفت؟ می
خوایی بیایی
تو! باشه!
بیا تو. ولی
باید آروم
باشی آ...! * از
جلوی
مونیتور برو
کنار آپو! بیا
کنار این
موش، بشین! آپو،
گفتم که از
جولوی
مونیتور برو
کنار! هیچی
نمی تونم
ببینم! آفرین
پسرک خوبم!
آفرین! باز
که داری می ری
جولوی
مونیتور! *** باز
که دیوونه
شدی آپو! اینقدر
اینور و آنور
ندو! خودت و
زخمی می کنی آ...! از
وقتی که پا به
این خونه
گذاشتی هیچ
جوندهای
اینجا پیداش
نمی شه، ناز
شستات! تو
را خدا بیا و
بگیر و بخواب
آپو! گفتم
که اینقدر
خودت و هلاک
نکن! بیا
بشین آپو! اینقدر
روی میز ها و
مبل ها نپر! تو
که پرنده
نیستی آپو! می
افتی و پات
میشکنه آ...! بیا
نازم! بیا
بخواب! آفرین!
آفرین وای
چه موهای
نرمی! باز
که دستنزده
فیرفیرت
بلند شد! * تو
چرا نمی خندی
آپو؟ تو
چرا لب های
درست و حسابی
نداری آپو؟ تو
چرا کتاب نمی
خونی آپو؟ تو
چرا حرف نمی
زنی آپو! * روی
گلوم نخواب
آپو! غلغلکام
می آد! برو اون
ورتر! غلت
می زنم لهات
می کنم آپو! هر
طرف می چرخم باز
که صورتت و به
صورتام می
چسبونی! *** بیدارم
کردی! نیمه
شبه آپو. برو
اونورتر! اینقدر
ملچ و ملوچ
نکن! الان
چه وقتِ حمام
کردنه؟ نمی
خواد منو
بلیسی آپو! بس
کن آپو! بس کن! من
گربه نیستم
آپو! من
گربه نیستم! کپنهاک،
۲۰۰۵ -------------------------------------------- ۱-
آپولو، Apollo ،بچهگربهی
شکولاتی در
عکس، گربهای
است برمهای
Brumese cat. این گربه
از نامیترین
و گرامیترین
گربه های
نژادی ست. یکی
از تفاوت های
بنیادی گربهی
خانگی با
گربهی
نژادی در این
است که گربهی
نژادی
شناسنامه
دارد و تبارش
روشن است.
دیگر اینکه
سرشت هر گربهی
نژادی کم و
بیش شناخته
شده است. گربهی
برمهای،
برای نمونه،
بسیار
خونگرم است و
با همه می
سازد؛ از آن
گربه هایی
نیست که تنها
به هنگام
گرسنگی به
آدم نزدیک می
شوند. ۲-
اسنو Snow
،گربهی
جوان با
خالهای
پلنگی، گربهای
است بنگالی Bengal
cat.
این گربه کمی
بزرگتر از
گربه های
معمولی است؛
سرشتی مستقل
دارد. گربهای
که من داشتم،
برای نمونه،
اجازه نمی
داد
ناخنهایش
گرفته شود؛
دوست نداشت
بغل گرفته
شود؛ زود می
خواست پائین
بیاید و هر
وقت خودش می
خواست می آمد
و کنارم می
نشست. روی
قفسه های
بلند کتاب
بیشتر احساس
آرامش و
آسودگی می
کرد. * این
گربه های به «خانه
های خوب» و
گربهدوست
فروخته
شدند؛ و من از
دردسر
نازشان
آسوده شدم!
|