|
خونات
تمام نمیشود |
رضا
فرمند |
|
|
هرچه
مینویسم چنبرهی
سختِ چنگ و
سنگ و دندان از
زخمات باز
نمیشود من
خستهام از
اینکه باید
خونات را به
این همه سکوت
معنا کنم! من
خستهام از
اینکه باید
زخمات را به
این همه سنگ
نشان بدهم! چه
خوب که جهان،
خونات را
دُرُست میخواند! * هرچه
مینویسم
خونات تمام
نمیشود هرچه
مینویسم چنبرهی
سختِ چنگ و
سنگ و دندان از
زخمات باز
نمیشود ۱۶
ژوئن ۲۰۰۷
|