خانه

شرق و غرب و خون دوعا

رضا فرمند

 


هرچه می‌خواهند بگویند!

غرب بود که خون دوعا را رصد کرد!

شرق، میان دو پُک به قلیان‌اش در قهوه‌خانه‌های بی‌زن

نگاهی به خون «دوعا» انداخت و حرف را عوض کرد.

*

هرچه می‌خواهند بگویند!

شرق، هنوز میان واژه و سنگ، سرگردان است

شرق، هنوز معده‌ای دارد که می‌تواند

سنگ و مشت و لگد را به آسانی هضم می‌کند

 

هرچه می‌خواهند بگویند!

شرق، هنوز انسان را‌ معنا نکرده است!

و در کُمای ژرف و سنگین‌اش

هزاران زن را می‌توان سنگسار کرد

*

در روز هفتم آپریل سنگ‌های بشیقه

روی زخم و استخوان دوعا به صدای زوزه رقصیدند

و شرق، تنها سرش را کمی تکان داد

انگار که وزوزی روی‌اش نشسته باشد

و حرف را عوض کرد

*

هرچه می‌خواهند بگویند!

غرب بود که خون دوعا را رصد کرد.

غرب بود که خون دوعا را به پیشانی خبر‌ها برد

و روزنامه و تلویزیون‌هایش را از کرامت دوعا انباشت

غرب بود که پای حرف خون دوعا نشست

غرب بود که به سنگ‌های شرق نهیب زد

که هی...! هی...! «دوعا» انسان است

و هنوز غرب است که با پُرسش‌هایش به آرامگاه دوعا می‌رود

*

هرچه می‌خواهند بگویند!

خون دوعا، تاریخ چکیده‌ی شرق است!

 

۱۷ ژوئن ۲۰۰۷