خانه

اسطوره‌ی «دوعا» ۱

رضا فرمند

 


دوعا تازه‌ترین عروس اسطوره

دوعا شکسته‌ترین عروس جهان است.

*

هنگامی که هزاران مرد،

بانویی شیدا را از گیسوان‌اش در میدان خواری می‌چرخانند

و سپس او را چون سیلابی از گرگ و سنگ در میان می‌گیرند

چه می‌توان نوشت؟

*

واژه‌ها را هر جور که می‌نویسی

هر جور که کیب می‌کنی

باز شکستن فریادش شنیده می‌شود

باز شکستن خون‌اش شنیده می‌شود

*

خون «دوعا» رگ‌های اسطوره‌ا‌ی را گرم می‌کند

دوعا اگر در دردش برخیزد بالابلندتر از عیسی نمی‌شود؟

*

با هیج زبانی اکنون زخم‌هایش را نمی‌توان بست

و با هیچ واژه‌ای به چشم‌های دردش نمی‌توان نگریست

اکنون تنها اسطوره می‌تواند سرزمین تازه‌ی دوعا باشد

و دوعا سخت در کار آفرینش اسطوره‌ی خویش است:

 

عکس روی له‌شده‌اش را به دیوار اسطوره‌اش می‌چسباند

سنگ‌های خونی پیرامون‌اش را روی تاقچه‌اش می‌چیند

از بتونی که سرش را شکافت نیمکتی می‌سازد

و سپس، کنار پنجره‌ی اسطوره‌اش،

با هزاران پُرسش، چشم بر آسمان می‌نشیند.

 

ماه مه ۲۰۰۷