|
عصر
سنگ و عصر زن |
رضا
فرمند |
|
|
و
مُشت و دنداناش
را سنگینتر
و تیزتر کند!
ایمان
چه آسان میتواند
کور و کر شود! چگونه
میشود که
عصر زن را از
عصر سیاه سنگ
نشناخت؟ *
قبیلهای
که با سنگ سخن
میگوید؛ و
مهرورزی
سادهای را
برنمیتابد آیندهای
هم میتواند
داشته باشد؟ باید
داشته باشد؟ *
آی
سرزمین خسته! آکنون،
خون «دعا» را
چگونه از
سرودن باز
خواهی داشت؟ زندگی
شکستهاش را
چگونه
دُرُست
خواهی کرد؟ و
فریادهای
تنهایش را چگونه
از گوشهای
جهان پاک
خواهی کرد؟ * آی...
سرزمین خسته! از
خاک سختات
بی بالهای
زن چگونه پر
خواهی کشید؟ کپنهاک،
۲۵ مه ۲۰۰۷
|