خانه

دمکراسی هماغوشی

رضا فرمند

 


در دمکراسی هماغوشی

هیچ‌کس مال هیج‌کس نیست؛

و مرزهای تن، درون تن می‌ماند.

*

تن، از درون باز می‌شود و کلیدش

همیشه در ژرفای واژه‌ها می‌ماند

هیج عشق دانایی کلید تن‌اش را

برای همیشه به هیچ‌کس نمی‌دهد!

*

در دمکراسی هماغوشی

مهر است که باز می‌شود و بستر می‌شود

دل است که باز می‌شود و بستر می‌شود

هوس است که باز می‌شود و بستر می‌شود

*

هوس، که هشیارترین گل‌هاست،
با شتاب خودش باز می‌شود

به تن نمی‌توان فرمان شکفتن داد

به تن نمی‌توان گفت که: بهار شو!

امشب شبِ زفاف است!

  *

در دمکراسی هماغوشی، 

زن، الهه‌ی‌ تن خویش است

و مرد، خداوند تن خود

*

در دمکراسی هماغوشی

خوشی با دو دهان می‌خندد؛

و پروازهای بستر، تقسیم می‌شود

*

در دمکراسی هماغوشی

هیچ‌کس مال هیج‌کس نیست!

و مرزهای تن، درون تن می‌ماند.

 

۱۴ دسامبر، ۲۰۰۷