|
دمکراسی
هماغوشی |
رضا
فرمند |
|
|
هیچکس
مال هیجکس
نیست؛ و
مرزهای تن،
درون تن میماند. * تن،
از درون باز
میشود و
کلیدش همیشه
در ژرفای
واژهها میماند هیج
عشق دانایی
کلید تناش
را برای
همیشه به هیچکس
نمیدهد! * در
دمکراسی
هماغوشی مهر
است که باز میشود
و بستر میشود دل
است که باز میشود
و بستر میشود هوس
است که باز میشود
و بستر میشود * هوس،
که
هشیارترین
گلهاست، به
تن نمیتوان
فرمان شکفتن
داد به
تن نمیتوان
گفت که: بهار
شو! امشب
شبِ زفاف است! در
دمکراسی
هماغوشی،
زن،
الههی تن
خویش است و
مرد، خداوند
تن خود * در
دمکراسی
هماغوشی خوشی
با دو دهان میخندد؛ و
پروازهای
بستر، تقسیم
میشود * در
دمکراسی
هماغوشی هیچکس
مال هیجکس
نیست! و
مرزهای تن،
درون تن میماند. ۱۴
دسامبر،
۲۰۰۷
|